فندوق من

فندوق من

تمام زندگیم

رمان قلدرP.4

𝔥𝔢𝔩𝔩𝔦𝔰𝔥 𝔥𝔢𝔩𝔩𝔦𝔰𝔥 𝔥𝔢𝔩𝔩𝔦𝔰𝔥 · 23 مرداد 1404 ·

عصبی رو میز چند ضربه زدم 

-تمام و کمال هزینشو میدم شما فقط کتاب هارو بدین

معتجب گفت

-شما بدین نمیشه که

عصبی گفتم

+مدیر شما هزینشو میگیرن لطفا کتاب ها تا فردا حاضر باشه

و از دفتر زدم بیرون و رو به کارن گفتم 

-میری سرکلاس مثل ادم میشینی سرجات 

 هوفی کشید با غر غر رفت سر کلاس درو بستم و نشستم رو صندلیم همشون ساکت شده بودن و یا نگاه عصبی نظارت گر من بودن نیشخندی زدم و رو به کارن گفتم

+اون مردی که چند دیقه  پیش دیدیم کی بود؟

اخمی کرد و گفت

_یکی از کسایی که پارتیشون کلفته و استاد اینجا یجورایی با مدیر شریکه

 

 پوزخندی زدم و سر تکون دادم

+امروز کتاب ندارین تدریسی درکار نیست

نویسنده مانلیP.4

𝔥𝔢𝔩𝔩𝔦𝔰𝔥 𝔥𝔢𝔩𝔩𝔦𝔰𝔥 𝔥𝔢𝔩𝔩𝔦𝔰𝔥 · 23 مرداد 1404 ·

زبونم بند اومده بود زود عقب هلش دادم و بلند شدم

-تو دیگه کی هستی همینو کم داشتم؟

سرشو کج کرد و با همون نیشخندش گفت

+بدت اومده ؟مگه تو رمان نگفتی از همینا خوشت میاد

 رنگم مثل گچ شد عقب رفتم و گفتم

-اون رمانه و ....

 

مدرسه: خداحافظی

And.... And.... And.... · 21 مرداد 1404 ·

 خب از اونجایی که همتون خبر دارید که مدرسه ها قراره تا یکی دوماه دیگه باز بشه و هم‌مون بدبخت بشیم. من یه برنامه ریختم که نه به درسم لطمه بخوره نه به اومدنم به اینجا خب برنامه من از این قراره که  تا مدرسه ها شروع بشه من اینجا تمام کارهام رو تکمیل کنم مثل رمان هام و تک پارتی ها...

 بعد که مهر ماه رسید فقط پنجشنبه جمعه بیام اینجا  و کل هفته رو تمرکز کنم روی درس و مشق چون خیلی مهمه از یه طرف دیگه هم    کنکور و تیزهوشان ....

نزدیکه و خیلی مهمه که تو همشون بالا باشم.

 خب خب نمیدونم چقدر زمان مونده که تو اینجا خوش بگذرونیم ولی خب مهم نیست.

 و اینکه حمایت یادتون نره چون من پست های  چرت و مزخرف رو پاک کردم و تجربه ام خیلی اومد پایین برای همین نیاز به حمایت شماها دارم 

 

بریم برای فوضولی..

And.... And.... And.... · 16 مرداد 1404 ·

ها ها ها فضولییییی واقعا خیلی کیف میده کلت رو بکنی تو کمد خواهرت و از وسایلش کرم بریزی.

 

البته اون نقاشی برای ریحانه کشیده گذاشته تو کمدش تمیز بمونه که بعداً بده به من  که کادو کنم به ریحون.با اینکه از ستین بدم میاد ولی نقاشی و هنرش عالیه  خب فکر کنم بعداً بیاد ببینه پارم می‌کنه.🤣🤣😅